جستجو برای:
سبد خرید 0
  • خانه
  • دوره های آموزشی
    • دسته بندی ها
      • انگلیسی
    • طرح های نمایش دوره
      • طرح شماره یک
      • طرح شماره دو
      • طرح شماره سه
      • طرح شماره چهار
      • طرح شماره پنج
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]
گفتار مهر
  • خانه
  • دوره های آموزشی
    • دسته بندی ها
      • انگلیسی
    • طرح های نمایش دوره
      • طرح شماره یک
      • طرح شماره دو
      • طرح شماره سه
      • طرح شماره چهار
      • طرح شماره پنج
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
ورود/ثبت‌نام
0

وبلاگ

تفاوت حیا وخجالت

30 اردیبهشت 1405
ارسال شده توسط سمیه قاضی
مهارت های ارتباطی

به نام خداوند جان آفرین                  حکیم سخن بر زبان آفرین

زمانیکه من نوجوان بودم مرتب این جملات را در خانه ومدرسه از والدین، اقوام  ومعلم ها می شنیدم که:

بچه جان شرم کن حیا کن تو چشمهای بزرگ ترت نگاه نکن،حرف نزن ،اظهار نظر نکن، به تو مربوط نمیشه،تو کار بزرگ تر ها دخالت نکن،سرت را پایین بیانداز وسربه زیر باش ،اینقدر نخند آن هم با صدای بلند ،گریه نکن ،خشمگین نباش ،به نا محرم نگاه نکن و …

بی شک آنها می خواستند به زعم خودشان ما را افراد شایسته ای برای جامعه تربیت کنند!!!

   متاسفانه بهترین چیزی که بلد بودند همین بود ونمی دانستند که ما را تربیت نمی کنند بلکه دست وپاهایمان را قطع می کنند وراه نفسمان را می بندند. تنها چیزی که داشتند به ما می آموختند این بود که چه طور زندگی نکنیم وتنها یک مرده متحرک باشیم!!!

بعد ما تصمیم گرفتیم جبران کنیم وفرزندانمان را علیل وبی دست وپا نکنیم ما تصمیم گرفتیم راه نفس فرزندانمان را نبندیم و بگذاریم شاد زندگی کنند.بسیار هم عالی ! چه تصمیم خوبی گرفتیم می خواستیم چیزی را که بلد نیستیم به فرزندانمان آموزش دهیم !!!

یاد نگرفته بودیم واصلا نمی دانستیم که باید بیاموزیم حتی برایش یک کتاب نخواندیم به یک متخصص مراجعه نکردیم وتنها کاری که کردیم این بود که مثل والدینمان به فرزندانمان نگفتیم حیاکن ونکن! و نتیجه چه شد ؟؟!!!

در میان امواج متلاتم دریا بی انکه شنا بلد باشند وبدون حتی تخته پاره ای که روی آن سوار شوند رها شده اند شایدشانس بیاورند وبه ساحل برسند شاید هم غرق شوند وهرگز نرسند.

چندی پیش دخترم گفت:“ مامان بعضی از هم کلاسی هایم خجالتی هستند. خیلی توانا هستند اما نمی توانند خودشان را ابراز کنند .مثلا ریحانه صدای خیلی خوبی دارد اما از صدایش بدش می آید وتازه قلم خوبی هم  دارد وانشاهای خوبی می نویسد اما وقتی معلم خواست تا انشایش را بخواند ، با شرم وخجالت گفت :نه خانم من نمی توانم میشود خودتان بخوانید. وقتی یکی از بچه ها پرید که (خودش می دونه قار قاروئه نمی خونه)یک ناسزای زشتی در حضور معلم به هم کلاسی مان گفت.“

به دخترم گفتم :عزیزم چه طور ممکن است آدم خجالتی باشد ودر حضور معلم ناسزا بگوید؟!

گفت : نمی دانم مادر ! اصلا نمی فهمم انگار خجالت کشیدن بعضی جاها کار درستی است وبعضی جاها کار اشتباهی است.مثلا فکر می کنم ریحانه باید خجالت نمی کشید وانشایش را می خواند اما خجالت می کشید و ناسزا نمی گفت. اصلا چه طور باید خجالتی نبود و درست رفتار کرد؟

        این گیج شدن کاملا طبیعی است وقتی آموزش ندیده ای ونمی دانی

آنچه نه والدین واولیای ما متوجه آن بودند ونه خود ما ،این بود که باید همه چیز را درست آموزش داد وآموزش دید. سرف اینکه بگوییم هیچ کاری نکن ویا اینکه بگوییم رها باش وهران چه خواستی کن نمی شود خوب وشاد وسالم زندگی کرد.

مساله این است که ابتدا باید معنای کلمه خجالت را دریابیم. گفتیم والدین واولیای من چه کلماتی را تکرار می کردند؟ شرم ،حیا وخجالت .

شرم وحیا یعنی حذر کردن از انجام فعل ناشایست. و خوب است ورشد دهنده است .یعنی من به خاطر احترام وارزشی که برای خودم وذات انسانی قائل هستم تن به هر کاری نمی دهم وهر سخنی برزبان نمی آورم .با خود فکر می کنم آیا کاری که می خواهم انجام دهم یا حرفی که می خواهم بیان کنم آسیبی به کسی نمیزند ؟آیا انجام دادن یا ندادن آن به سود من هست؟آیا احترام ،ارزش وعزت نفس مرا تقویت می کند ویا بالعکس؟. به عنوان مثال از الفاظ رکیک برای بیان منظورم استفاده نمی کنم .هر غذایی را نمی خورم وبه هر مکانی قدم نمی گذارم .

اما خجالت وکم رویی یعنی حذر کردن از انجام فعل درست وشایسته واین اشتباه است یک مانع برای رشد وتعالی است .

خجالت یک عاطفه ی اجتماعی است که در روابط اجتماعی در بعضی از افراد ظاهر می شود.این حالت از احساس درونی خود کمتر پنداشتن در برابر فرد مقابل احساس می شود.فرد خجالتی از قضاوت دیگران می هراسد.او می ترسد در نظر دیگران زشت ،ضعیف ویا کم هوش ونا آگاه دیده شود.این ترس واضطراب موجب می شودکه فرد از حضور در جمع و اجتماع خودداری کندو خود را آنگونه که باید ابراز نکند.

متاسفانه می بینیم که معمولا در جایی که باید خودمان را ابراز کنیم خجالت می کشیم وسکوت می کنیم ودر جایی که باید حیا کرده ،سکوت کنیم زبان به ناسزا می گشاییم ویا رفتاری مرتکب می شویم که شایسته آن لحظه و آن مکان نیست.

در گذشته ما بسیار از این الفاظ استفاده می کردیم :(حرف بد !حرف خوب!،کار بد! کار خوب!)اما درست نیست!تنها یک عبارت درست است که همه زیاد شنیده ایم .(هر سخن جایی وهر نکته مکانی دارد .)یعنی چه ؟یعنی ممکن است یک حرف ویا یک برخورد در یک جا درست باشد وجای دیگر وشرایط دیگر غلط باشد.

 ما در آموزه های فن بیان ومهارت های ارتباطی می گوییم خودتون وابراز کنید یک معرفی کامل وخوب از خودتون ارائه بدید ،اما در جایی قرار گرفتید که چندان احساس امنیت نمی کنید ،ایا معرفی کامل خود دراینجا جایزه؟

یا اینکه ما توی عروسی رقص وپایکوبی انجام میدیم وکار درستی هست اما همین کار در مراسم عزا شایسته نیست.شما وقتی معلم ازشما خواست این مبحث و درکلاس ارائه بدی خجالت کشیدی بگی بلد نیستم اما تاکسی از بچه ها موقع ارائه شما به تمسخر می خندد حیا نمی کنی وزشت ترین برخورد ممکن وانجام میدی در حضور همان معلم!!!

چرا باید در مورد این موضوع صحبت کنیم وآگاه بشیم ؟چرا باید تفاوت حیا وخجالت را بدانیم؟

چون داشتن حیا ما را ارزشمندتر وعزیز تر می کند اما داشتن خجالت ما را خار وخفیف می کند وجلوی موفقیت ما را میگیرد نمی توانیم توانایی هایمان را آن طور که باید وشاید ابراز کنیم.یعنی من اگر خجالتی باشم جایی که باید سوال کنم نمی پرسم وبه مشکل می خورم نمی فهمم یاد نمی گیرم وبیشتر خجالت می کشم.و از شدت خشم ناشی از خجالت گاهی بی حیا به نظر می آیم.در این صورت عزت نفسم خدشه دار می شود. و ما این را نمی خواهیم.داشتن حیا مربوط میشه به حیطه ی آداب معاشرت اما اما داشتن خجالت مبوط میشه به نداشتن اعتماد به نفس وعزت نفس وزندگی حال وآینده ما را دچار چالش های جبران ناپذیر می کند.

چه طور  واز کجا بفهمم این مساله ای که باهاش روبرو شدم از خجالت ناشی میشود یا حیا ؟

1-ببین حرفی که می خوای بزنی یا کاری که می خوای بکنی آسیبی به تو یا دیگری می زنه یا بر عکس موجب سر افرازی خودت یا دیگری میشه

2-آیا اون رفتار به رابطه شما لطمه می زنه ایا این رفتارم منو به ادم مقابلم نزدیک تر می کنه یا دور تر چون ما برای رسیدن به زندگی مطلوب خودمون همواره به روابط خوب با اطرافیان نیاز داریم

3- ایا اون رفتار یا کلام به رسیدن تو به اهدافت کمک می کنه یا دورت می کنه

افراد خجالتی چه نشانه هایی دارند؟

1-در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکل می شوند

2-هرگز نظر خود را ارائه نمی دهند واغلب نظر ممتنع دارند.

3-در تصمیم گیری دچار شک وتردید می شوند.

4-خود خوری ذهنی دارند و مدام در حال سرزنش خود هستند.

حالا موضع های خجالتم را پیدا کردم چه طور با آن مقابله کنم؟؟؟

  1. موقعیت های گذشته را که در آنها با احساس خجالت روبرو شده اید را بررسی کنید.در این صورت می توانید ترس هایتان ونقاط عدم اعتماد به نفستان را شناسایی کنید.

2- به دل ترس هایتان یورش ببرید       . برای مثال اگر می ترسید انشایتان را بخوانید ودیگران نوشته شما وخودتان را قضاوت کنند !با گفتن هر چه می خواهد بشود می خواهم انشایم را بخوانم این کار را انجام دهید در ابتدا صدایتان می لرزد واحساس درد وتپش قلب خواهید کرد اما به زودی برطرف خواهد شد .

  • با خودتان صادق باشید وهمانگونه که ویژگی های منفی خود را می شناسید ویژگی های مثبت وتوانمندی های خود را نیز بپذیرید وبه آنها بها دهید .نقاط مثبت خود را دست کم نگیرید وبی ارزش تلقی نکنید.
  • با خودتان مهربان باشید ومهربانی با خود را تمرین کنید .اگر در جایی صدایتان لرزید خود را سرزنش نکنید، از خودتان تقدیر کنید که شجاعانه به دل ترس زده اید وانجامش داده اید ،هر چند چندان فوق العاده وعالی نبودید اما انجامش دادید.
  •  هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید . به اندازه کافی والدین ومربیان ما را مقایسه کرده اند وقت آن است که ما مهربانانه خودمان را با چند ساعت قبل یا دیروز ویک ماه وسال پیش خودمان مقایسه کنیم.نه با اشخاص دیگر.مقایسه با دیگران به هیچ عنولن عادلانه نیست .زیرا هرگز شرایط ما با دیگری یکی نیست.
  • مهارت های تازه یاد بگیرید.جاهایی که احساس می کنید چون مهارت ندارید اعتماد به نفستان پایین می آید وموجب خجالت شما می شودحتما برای آموختن آن مهارت اقدام کنید.
  • مراقب سلامت جسم وروح وروان خود باشید ودر مواقع لزوم به روانشناس ویا روانپزشک مراجعه کنید.

سخن پایانی

لطفا مدام نگویید من خجالتی ام .اکنون دانستید خجالتی بودن به هیچ عنوان حسن محسوب نمی شود. آنچه حسن محسوب می شود ،حیا است که با خجالت بسیار متفاوت است .ما هرگز مدام تکرار نمی کنیم (من احمقم)زیرا می دانیم احمق بودن حسن نیست که به آن افتخار کرده وبیان کنیم.پس لبخند بزنید وبه چشمان مخاطب خود بی هیچ خجالتی نگاه کنید وحرفتان را با قدرت بیان کنید.

موفق باشید.

 

درباره سمیه قاضی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

نوشته‌های بیشتر از سمیه قاضی
قبلی آموزش آداب معاشرت
بعدی مامان شرمنده

پست های مرتبط

19 خرداد 1405

بابای نامرئی

سمیه قاضی
ادامه مطلب

19 خرداد 1405

مامان شرمنده

سمیه قاضی
ادامه مطلب

30 اردیبهشت 1405

آموزش آداب معاشرت

سمیه قاضی
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • آموزشی
  • مهارت های ارتباطی
آخرین دیدگاه‌ها
  • ardalan2006 در پذیرش و تسلیم

نه ظالم ونه مظلوم بلکه مهربان وقاطع

  • somaye_ghazi.ir
  • کانال در بله
بخش های سایت
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما

تمامی حقوق این سایت مربوط به گفتار مهر میباشد.

سبد خرید شما